به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، ششم ذیالقعده، روزی که در تقویم ملی ایران به نام بزرگداشت حضرت احمد بن موسی شاهچراغ(ع) ثبت شده، امسال بار دیگر شیراز را در هالهای از نور و اشک فرو برد.
از نخستین لحظهای که مسافران از تنگاللهاکبر میگذرند و گنبد مینایی حضرت در افق دیده میشود، ذکر صلوات در دهانها جوانه میزند؛ گویی شهر، خود را برای میزبانی از فرزند امین ولایت آراسته است.
در صحن و سرای حرم، زائران با دلهایی شکسته و چشمهایی بارانی، نخستین قدم را با زمزمه دعای اذندخول برمیدارند؛ دعایی که در میان همهمه آرام زائران، صدای نقارههای حرم و عطر گلاب، حالوهوایی از رهایی و تسلیم میآفریند. هرکس که وارد میشد، انگار تکهای از غمهایش را پشت در میگذارد و با قلبی سبکتر به سوی ضریح نورانی قدم برمیدارد.
در گوشهای از صحن باب الرضا، چایخانه حرم مثل همیشه پناه خستگان است. زائران پس از زیارت، استکانهای کمر باریک چای را با دستانی لرزان میگیرند؛ چایی که نه فقط نوشیدنی، که تبرکی و آرامبخشی برای دلهای بیقرار است. بخار چای بالا میرود؛ پیرمردی زیر لب صلواتی میفرستد و میگوید: این چای، مزهاش فرق دارد… انگار خود حضرت در آن دمیده باشد.
تبرکیهای حرم؛ نمک، نبات و نان داغی که بوی کرامت میدهد
در میان ازدحام زائران، بساط تبرکیها حالوهوای دیگری دارد. کودکان با شوق، بستههای کوچک نمک متبرک را در دست میفشردند و مادران، نباتهای زردرنگ را، چون یادگاری آسمانی در کیفهایشان میگذارند. کنار رواق، نان داغی که همانجا پخته میشد، صفی طولانی از مشتاقان را به خود جذب کرده بود؛ نانی که هر لقمهاش طعم برکت و مهماننوازی خاندان عصمت را در دل زائران زنده میکرد.
درون رواقها، هزاران آینه در آینه، تصویر زائران را در خود میشکند و دوباره میسازد؛ گویی هر تکه آینه، روایتگر دلی است که به امید گرهگشایی آمده است. قفلهای بسته، پارچههای رنگین و دستهایی که به ضریح گره خورده، حکایت از ایمان مردمی داشت که شاهچراغ (ع) را پناه بیپناهان میدانند.
خادمان با چهرههایی آرام و دستانی گلابآلود، همچون سالهای گذشته با اخلاص در میان جمعیت میچرخیدند. مرمرهای سبز حرم زیر پای زائران میدرخشید و صدای آهسته گریهها با نوای نقارهها درهم میآمیخت؛ ترکیبی که تنها در این آستانه میتوان یافت.
همچنین در گوشهای از صحن و رواقهای حرم مطهر حضرت احمدبنموسی شاهچراغ(ع)، خادمی آرام و بیادعا با ظرفی از اسپند در دست قدم برمیدارد و دانههای خوشعطر آن را بر آتش میریزد. دود معطر اسپند در فضای حرم میپیچد و همراه با عطر گلاب و نوای زمزمه زائران، حال و هوایی معنوی و دلنشین میآفریند. این رسم دیرینه، سالهاست بخشی از آداب خدمت در این آستان مقدس به شمار میرود؛ رسمی ساده اما سرشار از معنای احترام به زائران و فضای نورانی حرم.
خادم اسپندگردان، در میان جمعیت زائران حرکت میکند و با لبخندی آرام، گویی پیام خوشامدگویی آستان را به میهمانان حضرت میرساند. بسیاری از زائران هنگام عبور از کنار او لحظهای مکث میکنند، دستها را بر دود اسپند میگیرند و آن را به صورت خود میکشند؛ حرکتی که برایشان نشانهای از تبرک و آرامش است.
آری آغاز زندگی مشترک در جوار حرم مطهر، برای بسیاری از جوانان معنایی فراتر از یک مراسم ساده دارد. وقتی خطبه عقد در فضای نورانی حرم جاری میشود، دلها آرام میگیرد و امید به آیندهای روشن در نگاه زوجهای جوان موج میزند.
در این لحظههای ناب، خانوادهها گرداگرد عروس و داماد جمع میشوند و دعای خیر زائران و خادمان نیز بدرقه راه زندگی تازه آنان میشود. پیوندی که در سایه نام اهلبیت(ع) بسته میشود، برای این زوجهای جوان یادآور آغاز راهی است که با محبت، همدلی و برکت همراه خواهد بود.
شیراز شهری که با نام شاهچراغ معنا میگیرد
شیراز، شهر عشق و راز، بار دیگر نشان داد که چرا مقام معظم رهبری در سفر اردیبهشت 1387، وجود حرم احمدبنموسی (ع) را «امتیازی کمنظیر» برای فارس دانستند. این شهر قرنهاست که تربت پاک این امامزاده واجبالتعظیم را، چون گوهری در آغوش گرفته و از برکت حضور او، به سومین شهر مذهبی ایران شناخته میشود.
نسیم صبحگاهی که از میان گلدستههای زرین میگذرد، بوی خدا را در فضا میپراکند. هر گوشه حرم، دعوتی است برای وصل؛ برای شنیدن دوباره حدیث عشق، برای سپردن دل به آستانهای که کلید هر قفل بستهای را در خود دارد.
وقتی زائران از حرم بیرون میآمدند، هنوز اشک در گوشه چشمها برق میزد. برخی نان داغ متبرک را در دست داشتند، برخی استکان چای را و برخی دیگر نمک و نبات متبرک حرم را، اما همه در یک چیز مشترک بودند آن هم احساس سبکی، آرامش و این باور که شاهچراغ (ع) هنوز هم چراغ راه دلهای خسته است.
انتهای پیام/424





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0