کد خبر : 13103
تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۴
0 بازدید

پیروزی خیابان بر مدرسه

پیروزی خیابان بر مدرسه

شعارهای تجمعات دانش‌آموزی و واکنش مسئولان هر دو از الگوهای آشنای اعتراض و مواجهه با اعتراض در جامعه ایران پیروی می‌کنند.

دانش‌آموزان در تجمعات اخیر علیه تأثیر معدل در کنکور شعارهایی می‌دادند که آشنا به نظر می‌رسید، «دانش‌آموز می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد» یا «محصل داد بزن، حقت را فریاد بزن». این‌ها شعارهایی نیستند که در مدرسه متولد شده باشند؛ بیشتر شبیه همان واژگانی‌اند که در سال‌های اخیر در خیابان‌های ایران شنیده شده‌اند، از بهار ۱۳۸۸ تا زمستان ۱۴۰۴.

پرسش اینجاست، چرا یک اعتراض آموزشی، زبان یک اعتراض سیاسی ـ اجتماعی را قرض می‌گیرد؟

به همان اندازه که زبان اعتراض دانش‌آموزان قابل توجه است، نوع واکنش رسمی به این اعتراض نیز قابل تأمل است. بخش عمده اعتراض دانش‌آموزان در روزهای اخیر متوجه شورای عالی انقلاب فرهنگی بود؛ حتی در تهران دانش‌آموزان مقابل این شورا تجمع کردند. با این حال، نخستین واکنش دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی چنین بود: «اغلب این معترضان مافیای کنکور هستند که با اجرای مصوبه کنکور شورا هزاران میلیارد ضرر کردند. البته خواسته بخشی دیگر از معترضان که آن‌ها نیز اغلب از داوطلبان پشت‌کنکوری هستند و مشکل ترمیم معدل دارند را نیز انکار نمی‌کنیم.»

در بسیاری از اعتراض‌های سیاسی و اجتماعی در ایران، به جای پذیرش اصل مسئله و تلاش برای حل آن، واکنش اولیه این است که اعتراض به عاملی بیرونی نسبت داده شود؛ گویی خودِ اعتراض مسئله است، نه دلیل شکل‌گیری آن. به همین دلیل هم بسیاری از مسائل کلان کشور عمری چند دهه‌ای پیدا کرده‌اند بی‌آنکه حل شوند. در ماجرای اخیر نیز «مافیای کنکور» در روایت دبیر شورا همان عامل بیرونی است که بلافاصله اعتراض دانش‌آموزان به آن نسبت داده می‌شود.

در اینجا با دو پرسش روبه‌رو هستیم، نخست اینکه چرا یک اعتراض آموزشی از زبان اعتراضات خیابانی استفاده می‌کند؟ و دوم اینکه چرا واکنش به آن، زبانِ مواجهه با اعتراضات سیاسی ـ اجتماعی را به خود می‌گیرد؟

به نظر می‌رسد در هر دو سوی ماجرا با نوعی الگوی تکرارشونده مواجهیم؛ معترضان از الگوهای پیشین اعتراض استفاده می‌کنند و نهادهای رسمی نیز از الگوهای قبلی در تفسیر و مواجهه با اعتراض بهره می‌برند.

پیروزی خیابان بر مدرسه

برای پاسخ به پرسش اول شاید لازم باشد کمی عقب‌تر برویم و به ساختار خود مدرسه نگاه کنیم. مرتضی نظری، پژوهشگر آموزش، در گفت‌وگویی درباره ساختار نظام آموزشی ایران می‌گوید: «طراحی نظام آموزشی ما آمرانه است؛ یعنی نگاهی از بالا به پایین دارد.» در چنین ساختاری بعید است دانش‌آموز زبان اعتراض را از آموزش و پرورش یاد گرفته باشد؛ چرا که اساساً ترتیبات آمرانه نه‌تنها اعتراض را آموزش نمی‌دهند، بلکه مجال بروز آن را نیز محدود می‌کنند.

مهرداد ناظری، دیگر کارشناس آموزش، به نکته مهم دیگری اشاره می‌کند: «ایراد نظام آموزشی ما این است که دانش‌آموز را از موقعیت جدا می‌کند.» او با اشاره به شرایط اجتماعی و سیاسی سال‌های اخیر توضیح می‌دهد که در چنین فضایی دانش‌آموز از «مدرسه‌ای به نام جامعه» درس می‌گیرد، نه صرفاً از کلاس درس. به بیان دیگر، مدرسه نمی‌تواند آموزشی کاملاً متفاوت از واقعیت‌های جامعه به دانش‌آموز ارائه دهد.

اگر از این زاویه به سال‌های اخیر نگاه کنیم، دانش‌آموز ایرانی بارها با صحنه‌هایی از اعتراضات خیابانی مواجه بوده است؛ اعتراضاتی که شکل، زبان و الگوهای خاص خود را دارند. از سوی دیگر، مدرسه به دلیل همان ساختار آمرانه، نه بستری برای تمرین اعتراض فراهم کرده و نه زبانی برای بیان آن آموزش داده است. در چنین وضعیتی، وقتی دانش‌آموز تصمیم می‌گیرد اعتراض کند، طبیعی است که الگوی اعتراض را از جایی دیگر وام بگیرد.

به همین دلیل است که حتی مطالباتی کاملاً صنفی، مانند تغییر در شیوه تأثیر معدل در کنکور، نیز گاهی با ادبیاتی بیان می‌شوند که بیشتر به اعتراضات سیاسی شباهت دارد.

الگوی تکرارشونده مواجهه با اعتراض

اما در سوی دیگر ماجرا، واکنش رسمی به این اعتراض نیز چندان پیچیده نیست. در بسیاری از موارد، الگوی مواجهه با اعتراض در نهادهای رسمی الگویی تکرارشونده است، یعنی تقریباً هر اعتراضی یک «عامل بیرونی» دارد؛ گروهی که آن را هدایت می‌کند یا منافعی که پشت آن قرار گرفته است.

در چنین الگویی، به جای توجه به دلایل شکل‌گیری اعتراض، خودِ اعتراض به مسئله اصلی تبدیل می‌شود. در ماجرای اخیر نیز همین الگو تکرار شد و «مافیای کنکور» به عنوان عامل اصلی و محرک اعتراض معرفی شد، در حالی که بسیاری از این دانش‌آموزان احتمالاً دلایل متعددی برای مخالفت با مصوبه کنکوری شورای عالی انقلاب فرهنگی دارند؛ دلایلی که حتی از سوی برخی رتبه‌های برتر کنکور در سال‌های گذشته نیز مطرح شده بود.

مدرسه برای دانش‌آموزان

مدرسه پیش از هر چیز برای دانش‌آموزان است و بهتر است برای آن‌ها باقی بماند. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که برچسب زدن و نسبت دادن اعتراض‌ها به عوامل بیرونی، نه مسئله را حل می‌کند و نه فاصله میان جامعه و نهادهای رسمی را کمتر می‌کند. اگر قرار است شکاف اعتماد عمیق‌تر نشود، شاید نخستین گام این باشد که اعتراض دانش‌آموزان پیش از هر چیز به عنوان یک مسئله واقعی شنیده شود. در غیر این صورت، دانش‌آموزان زبان اعتراض را نه از کلاس درس، که از خیابان خواهند آموخت.

*روزنامه‌نگار

۲۳۳۲۳۳

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.