به گزارش خبرگزاری مهر، سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران به مناسبت برپایی نمایشگاه عکاسی «این صورت باقی» و «روز ملی سینما» میزبان مهرداد زاهدیان، کارگردان و پژوهشگر سینمای مستند بود. این برنامه با حضور فرانک آرتا مسئول سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران و دبیر جلسه برگزار شد. پس از نمایش ۲ مستند «حلقههای گمشده» و «خاطرات شیشهای»، میراث تصویری ایران و اهمیت شناخت، حفاظت و بازخوانی آن محور گفتگو قرار گرفت؛ میراثی که بخشی از آن در نخستین فیلمهای دوره قاجار و هزاران عکس تاریخی کاخ گلستان باقی مانده است.
این ۲ مستند که حدود ۲۲ سال پیش ساخته شده بودند، با تکیه بر اسناد، عکسها و تصاویر تاریخی، بخشی از نخستین مواجهه ایران با ورود عکاسی و سینما را روایت میکنند. «حلقههای گمشده» در چارچوب مجموعه «گنجهای پنهان» شکل گرفت؛ مجموعهای که پژوهشگران و باستانشناسان را نه فقط کاشفان و حافظان میراث، بلکه خود بخشی از سرمایه فرهنگی ایران میدید.
یکی از چهرههای محوری این روایت شهریار عدل است؛ پژوهشگری که فعالیتهایش از باستانشناسی و تاریخ تا عکاسی و سینما امتداد داشت. یکی از اقدامات مهم وی، تلاش برای حفظ و مرمت فیلمهای دوره قاجار بود. به گفته زاهدیان، حدود ۵۵ دقیقه فیلم تاریخی با استفاده از ارتباطات شهریار عدل برای مرمت و کپیبرداری به مرکز ملی سینماتوگرافی فرانسه در پاریس فرستاده شد و پس از بازگشت به ایران، بررسی و شناسایی آنها ادامه یافت.
همین مسیر پژوهشی، زاهدیان را با جزئیات بیشتری از آلبومخانه کاخ گلستان آشنا کرد و زمینه ساخت مستند «خاطرات شیشهای» را به وجود آورد. گنجینهای که به گفته وی نزدیک به ۴۰ هزار فریم عکس از دوره ناصری و مظفری را در خود جای داده است. زاهدیان این مجموعه را از نظر تعداد، پس از مجموعه سلطنتی بریتانیا، دومین فوتوتک جهان توصیف کرد.
زاهدیان با تأکید بر اینکه اطلاعات فعلی او درباره آخرین وضعیت فهرستنویسی این مجموعه بهروز نیست، توضیح داد: در زمان انجام پژوهش تنها حدود ۸ هزار عکس کاتالوگ شده بود؛ یعنی اطلاعاتی مانند محل ثبت تصویر، عکاس احتمالی، هویت افراد و دیگر جزئیات تاریخی آنها مشخص شده بود. در نتیجه بخش بزرگی از این مجموعه برای تبدیل شدن به یک منبع پژوهشی قابل جستوجو، همچنان نیازمند شناسایی و فهرستنویسی بود.
از نگاه وی، آرشیو تاریخی نباید به مجموعهای راکد تبدیل شود. ارزش این تصاویر تنها در قدمت یا ویژگیهای بصری آنها نیست؛ اطلاعات موجود در یک عکس میتواند برای پژوهشگران تاریخ اجتماعی، معماری، هنر و مطالعات شهری نیز راهگشا باشد. به همین دلیل، شناسایی، طبقهبندی و بهروزرسانی اطلاعات، بخشی جداییناپذیر از حفاظت از میراث تصویری است.
موضوع حفاظت فیزیکی از این اسناد نیز در نشست مورد توجه قرار گرفت و زاهدیان توضیح داد که هنگام ساخت «خاطرات شیشهای» امکان دسترسی به اصل آلبومها وجود داشت، اما مواجهه با یک شیء موزهای به معنای آزادی کامل فیلمساز در نحوه استفاده از آن نیست و حضور و نظارت کارشناس اهمیت دارد. به گفته او، گروه سازنده نیز هنگام تصویربرداری تلاش کرده بود میزان نور و نحوه مواجهه با اسناد به شکلی باشد که کمترین آسیب ممکن به آثار وارد شود.
وی همچنین به ایجاد مخزنی تخصصی با شرایط مناسبتر برای نگهداری آلبومها و تهیه نسخههای ثانویه اشاره کرد؛ اقدامی که امکان مراجعه پژوهشگران بدون استفاده مداوم از اصل اسناد را فراهم میکند و احتمال آسیب به آثار را کاهش میدهد.
بخش دیگری از گفتگو به ورود زودهنگام فناوریهای تصویری به ایران اختصاص داشت.
این کارگردان با اشاره به اینکه حدود سه سال پس از ظهور داگروتیپ در اروپا، تجهیزات عکاسی به تهران رسید، این اتفاق را نشانه اهمیت مواجهه ایران آن دوره با فناوری تازه عکاسی دانست و آن را با علایق ناصرالدینشاه به نقاشی، شعر، موسیقی و دستاوردهای جدید مرتبط کرد. سینما نیز با فاصلهای نسبتاً کوتاه از پیدایش آن در اروپا به ایران راه یافت و تصاویر باقیمانده از دوره مظفری امروز بخشی مهم از این میراث تصویری هستند. در نشست همچنین به رنگآمیزی دستی عکسها اشاره شد؛ تکنیکی وارداتی که در برخی نمونههای ایرانی با ذائقه و سنتهای بصری این سرزمین پیوند پیدا کرد و شکل متفاوتی از نمونههای غربی به خود گرفت.
آنچه از گفتگوی این نشست برجسته شد، ضرورت نگاه دوباره به آرشیوهای تصویری ایران بود؛ گنجینههایی که برای زنده ماندن به چیزی بیش از حفاظت فیزیکی نیاز دارند. مرمت، فهرستنویسی، پژوهش و فراهم کردن دسترسی مسئولانه به اسناد، امکان میدهد این آثار از اشیایی محفوظ در آرشیو به منابعی زنده برای شناخت تاریخ و فرهنگ ایران تبدیل شوند. سینمای مستند نیز در این میان میتواند با بازخوانی این اسناد و تصاویر، زمینه شناخت دقیقتر گذشته و حساسیت بیشتر نسبت به حفاظت از میراث فرهنگی را فراهم کند.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0