به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، ریچارد گِر در فصل دوم سریال «آژانس» بار دیگر حاضر شد تا نقش رئیس سیا در یک دفتر مهم بینالمللی را ایفا کند.
ریچارد گر ابتدا بازی در نقش بوسکو رئیس دفتر سیا در لندن را در سریال «آژانس» محصول پارامونت پلاس رد کرد و تنها وقتی بازی در آن را پذیرفت که سازندگان سریال، پس از یادداشتهای مفصل او، این نقش را بازنویسی کردند.
سریال «آژانس» اقتباسی از سریال «دفتر افسانهها» محصول کانال پلاس فرانسه اثر اریک روشان است.
در این سریال مایکل فاسبندر در نقش یک مامور مخفی بازی میکند که در تطبیق با زندگی غیرنظامی مشکل دارد. جفری رایت و جودی ترنر-اسمیت نیز در این اقتباس آمریکایی/بریتانیایی بازی میکنند.
به گفته گِر، طرفدارانی که امیدوارند در فصل دوم از پیشینه بوسکو اطلاعات بیشتری به دست آورند، ناامید خواهند شد، اما این بازیگر میگوید از ایفای نقش خود به عنوان رئیس دفتر لذت برده و حتی به بازیگران و عوامل ساخت گفته است: وقتی وارد اتاق میشوم، رئیس هستم. ریچارد گِر نیست که این را مطالبه میکند، بوسکو است که وقتی وارد اتاق میشود، رئیس است و همه باید این را تصدیق کنند.
ریچارد گر این نماد سینمایی در مصاحبه با ورایتی درباره این نقش صحبت کرده است که در ادامه میخوانید:
*در فصل دوم قرار است چه چیزی از بوسکو ببینیم؟
راستش را بخواهید، چیز زیادی یادم نمیآید. خیلی وقت پیش بود که سریال را ساختیم.
*فیلمبرداریاش را کی تمام کردید؟
دومین فصل را فکر کنم سپتامبر گذشته بود که تمام کردیم.
*قرار است چیز بیشتری از داستانهای پشت پرده بوسکو ببینیم؟
نه. چیزهایی در ابتدا درباره او نوشته شده بود که من موافق نبودم. اولش اصلاً نمیخواستم در این سریال بازی کنم و سازندگان آن گفتند: «خب، چه کاری میتوانیم انجام دهیم تا بخواهی در آن باشی؟» و من گفتم: «خب، باشه، بیایید درموردش فکر کنیم.» گفتم که نمیخواهم داستان پشت صحنهای از او داشته باشم، فکر نمیکنم کمکی کند. فکر میکنم اگر چیز زیادی درباره او ندانیم بهتر است. ما او را فقط از روی تجربیاتی که با او داشتهایم میشناسیم، نه به این دلیل که چیزهایی درباره او به ما گفته شده، یا اینکه همسر داشته، یا بچه داشته، یا از این جور چیزها. به نظر من این موضوع از نظر داستانسرایی بیربط است. فقط حضور او در آن دفتر مهم است.
*چرا در ابتدا نمیخواستید به «آژانس» بپیوندید؟
من بازی در آن را با روی باز پذیرفتم، فقط نوع حضور او را باور نداشتم. فکر میکردم سریال خوب نوشته شده، اما فکر نمیکردم شخصیت آنطور که نوشته شده بود برایم جالب باشد. نسخه اصلی فرانسوی، «دفتر افسانهها»، به نظرم اثر فوقالعادهای بود. من و همسرم همه آن را با هم تماشا کردیم؛ اما من، به شخصیتی که برایم نوشته بودند علاقه خاصی نداشتم، بنابراین فرآیندی را طی کردیم تا همه به توافق برسیم.
*آیا با نویسنده (جز باترورث) نشستید و درباره شخصیت صحبت کردید؟
ما در زوم صحبت کردیم و من با او کمی رک بودم. گفتم، ببین، این حس یک شخصیت کلیشهای را میدهد، خیلی جالب نیست. بنابراین آنها پرسیدند «چه چیزی برایت جالب خواهد بود؟» و من فقط شروع به اصلاح شخصیت کردم. خب در قبال بازیگران بسیار پاسخگو هستند. چیزهای زیادی وجود داشت، بعضی بزرگ بودند، بعضی کوچک … و آنها با چیزی برمیگشتند که به زیبایی نوشته شده بود و بسیار جالبتر از راه حل اولیه برای مشکل داستانسرایی بود.
*آن زومها در طول فصل دوم ادامه یافت؟
نه. ما صحبت میکردیم، و گاهی اوقات فقط از طریق کارگردان یا از طریق تهیهکننده به این نتیجه می رسیدیم که باید مثلا روی فلان جنبه کار کنیم و همیشه خیلی سریع تغییر میکرد.
*بوسکو چه تفاوتی با نسخه فرانسوی هنری دوفلو (با بازی ژان پیر داروسین) دارد؟
یک شخصیت متفاوت است. در نسخه فرانسوی او خیلی کمتر یک شخصیت آلفا است. او فقط متفاوت است، من قصد ندارم آن را توصیف کنم. من گفتم هیچ دلیلی وجود ندارد که من دقیقاً همانطور که در فرانسه انجام شد، آن را انجام دهم.
*این که اقتباسهای بینالمللی تفاوتهای فرهنگی را منعکس میکنند، جالب است. یک رئیس دفتر آمریکایی سیا معمولاً بیشتر از همتایان اروپایی خود با یک حضور آلفا به تصویر کشیده میشود.
خب، شما با منابع بسیار بیشتر، قدرت بسیار بیشتر و دسترسی بسیار بیشتری سر و کار دارید. منظورم این است که آنچه در اختیار یک رئیس سیا است – و در واقع، در یک مرکز مهم مانند لندن، که تمام کشورهای شوروی سابق و همچنین خاورمیانه را کنترل میکند، به آفریقا میرود – خب یک دفتر عظیم است. من به یاد دارم که اولین بار که به صحنه رفتم، یک دفتر کمی خودمانیتر را تصور کرده بودم و وقتی وارد شدم، دیدم مثل دفتر شرکت اپل است. یک ساختمان عظیم، دفاتر بسیار پیشرفته، صدها کارمند اداری و مأمور. و دفتر خودم. من یک دفتر کمی دنجتر را تصور کرده بودم. اما خب قرار بود قدرت آمریکا به رخ کشیده شود.
*برای آماده شدن برای این نقش با مأموران واقعی سیا صحبت کردید؟
بله، دهههاست مأموران سیا و مأموران سرویس مخفی را میشناسم، بنابراین قلمرو و افراد مهم آن دنیا را میشناسم و این یک چیز متعادل است. آنها افراد واقعی هستند، روابط واقعی دارند، میدانید آنها ورزش را دوست دارند و در مورد ورزش بحث میکنند. آنها ویژگیهای عجیب و غریب و چیزهای عجیبی دارند و در عین حال با ساختارهای قدرت سر و کار دارند و با ساختارهای قدرتی که در حال تغییر هستند، زیاد سر و کار دارند. یک رئیس جمهور حداکثر ۴ سال یا ۸ سال کار میکند و با یک تغییر، این که جمهوریخواهان در قدرت هستند یا دموکراتها در قدرت هستند، همه چیز تغییر میکند. اما این سریال دنیای زیر پوست جاسوسان و مأموران بینالمللی را تصویر میکند. همه این دنیا حفظ میشود. فرقی نمیکند چه کسی رئیس جمهور یا نخست وزیر یا صدراعظم باشد، این دنیای زیر پوست همیشه وجود دارد و از بین نمیرود.
*آیا بین کاری که به عنوان یک بازیگر انجام میدهید و کاری که یک مأمور در میدان انجام میدهد، شباهتی میبینید؟
آره، خب، فکر میکنم به همین دلیل است که داستانهای پلیسها، داستانهای جاسوسها، داستانهای این افراد و دنیای آنها همیشه با خشونتی در حاشیه همراه است. همیشه مرکزی وجود دارد که کی راست میگوید و کی دروغ میگوید. و حتی «آیا به خودم دروغ میگویم؟» که شما باید از نظر روانشناسی، احساسات و روحیه، درباره همه این چیزها خیلی شهودی باشید. باید خیلی سریع و خیلی دقیق فضای اطراف را بخوانید و آدمها رو بشناسید. در عین حال، باید یک متخصص درجه یک باشید، باید ماهر باشید، باید بتونید سریع وارد دردسر شوید و از آن خارج شوید و باید تصویر کلی از گفتن «نه، من میتوانم سریع از این خروجی خارج شوم، این من را به جایی که میخواهم نمیرساند. رفتن به اینجا سختتر خواهد بود، اما نتیجه برای همه ما بهتر است»، داشته باشید.
اوایل که تازه فیلمبرداری را شروع کرده بودیم، لحظهای بود که گفتم: «ببینید بچهها …» داشتم با بقیه بازیگران و کارگردان و همه افراد صحبت میکردم گفتم: «وقتی من وارد اتاق میشوم، رئیس هستم. من، ریچارد گر این را مطالبه نمیکند؛ بوسکو است که وقتی وارد اتاق میشود، رئیس است و همه باید این را بپذیرند.»
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0